سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
هاشمی شناسی - haghjoo.ir (حــــــــــق جـــــــــــــو) "
 

- بالاخره جواب ارشدم اومد: فلسفه و کلام اسلامی(!)-دانشگاه قم.


هاشمی رفسنجانی در دیدار اعضای هیأت امنای استانی مناطق 3، 16 و 17 دانشگاه آزاد با چرخشی آشکار نسبت به مواضع اخیرش گفته است : «هیچ کس از بالاترین تا پایین‌ترین رده‌های مدیریتی دانشگاه آزاد اسلامی ذره‌ای نفع و سهم شخصی و جناحی ندارند و شجره طیبه دانشگاه آزاد ثروت و ملک تک‌تک ایرانیان، دانشجویان و اساتید کشور است.»


هاشمی رفسنجانی


 نقطه جالب این صحبت ها که چند روز پیش از سوی ایشان مطرح شده، تناقض آن با مواضع و سخنان دو سال اخیر ایشان است. ایشان در جلسه هیئت موسس دانشگاه آزاد به تاریخ 2/4/89 در موضعی کاملا متفاوت در ارتباط با مالکیت و وقف دانشگاه آزاد گفته بود:« ما وقتی می خواستیم این دانشگاه را تاسیس کنیم پنج شش نفر بودیم که رفتیم به ثبت شرکت ها و اینجا را به ثبت رساندیم و از جهت قانونی و قانون ثبت شرکت ها، مالک محسوب می شویم و در صورت فوت ما فرزندان ما می توانند برای تصاحب دانشگاه اقدام نمایند. ما طبق قانون ثبت شرکت ها مالک هستیم و می توانیم این مال را وقف کنیم و اگر وقف را باطل کنند ممکن است فرزندان ما نسبت به مالکیت دانشگاه اقامه دعوی کنند!!» وی در زمانی که مشکلات فقهی مساله وقف دانشگاه آزاد روشن شد، در این رابطه گفته بود:« فکر نمی کنم کسی بتواند آن (وقف دانشگاه آزاد) را به هم بزند و اگر کسی توانست این کار را انجام دهد از خداوند قوی تر است!» جالب است بر طبق احکام اسلامی کسی میتواند مالی را وقف کند که مالکیت وی بر آن اموال به طور قطع مشخص شده باشد. این در حالی است که گذشته از اینکه اصولا دانشگاه آزاد با شهریه دانشجویان و اموال عمومی مردم به اینجا رسیده است، حتی خود آقای هاشمی نیز در گذشته به این امر اعتراف کرده و از مردم برای به ثمر رسیدن طرح دانشگاه آزاد کمک خواسته بود. وی در خطبه های نماز جمعه، در اردیبهشت ماه سال 61 ، در موضعی متفاوت با این روزهایش و در مورد دور نمای فعالیت دانشگاه آزاد گفته بود: «من از این تریبون مقدّس نماز جمعه، این فکر را - که امروز در حدّفکر است - اعلام می‏کنم. از جامعه دانشگاهیان اسلامی خواسته‏ایم که آنها هم‏ طرح بدهند و از دوستان، در دولت هم خواستیم و تعقیب هم می‏کنیم. کسانی ‏که حاضرند، می‏توانند جایی به نام استاد نام نویسی کنند، یا به نام کمک مالی ‏و یا هر عنوان دیگر، مثل دادن یک محل، دادن یک زمین، دادن یک باغ، دادن ‏یک ساختمان برای خوابگاه؛ اینها اگر جمع شود ما با بودجه و کمک مردم، این‏کشور را به دانشگاه واقعی تبدیل می‏کنیم. البتّه اگر اینها کافی نبود، پیشنهاد خودِ من این است که علی رغم آن نظریّه که بخش خصوصی را در تعلیم شرکت ‏ندهیم، حتیّ در این تعلیم هم شرکتشان بدهیم و یک بخش و قسمتی از کارها را به دست آنها بسپاریم؛ همان طور که در جاهای دیگر هم چنین است، منتها کنترلشان کنیم تا سود طلبی و تحمیل عقیده و دیگر انحرافات نباشد. اگر با این ‏دو برنامه حرکت کنیم، ممکن است یک انقلاب فرهنگی واقعی صورت دهیم ‏و شاید در آینده - در ظرف 10 سال دیگر - همه چیز داشته باشیم.» این سخنان به روشنی مشخص می  سازد که طراحان اصلی موضوع دانشگاه آزاد – من جمله آقای هاشمی رفسنجانی- از ابتدا نمی خواستند یک ملک شخصی ایجاد کنند اما بعدها و پس از موفقیت طرح و گسترش آن به نتیجه ای دیگر رسیده اند!


دانشگاه آزاد امروز نه تنها به مدد شهریه های دانشجویان و کمک های مردمی تبدیل به یک سرمایه چندین میلیاردی گشته است بلکه در کنار آن به یکی از مراکز قدرت بی نظیر در داخل کشور و یک نقطه بسیار استراتژیک شده است که گردانندگان آن می توانند در آینده از این موقعیت نهایت استفاده ممکن را بنایند. آنچنان که در انتخابات ریاست جمهوری سالهای 84و88  این مجموعه عظیم متهم به حمایت جهت دار از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری با استفاده از امکانات آن سازمان شد. مساله ای که به لطف وجود مدیران قدرتمند این مجموعه مورد پیگرد قرار نگرفت. همچنین این دانشگاه در حال حاضر از نظر تعداد دانشجویان در رده سوم جهان قرار دارد.


هاشمی رفسنجانی بر ادامه سلطه 24 ساله عبدالله جعفرعلی جاسبی نیز تاکید خاصی دارد. وی درباره ادامه مدیریت ایشان گفته بود:« آقای دکتر جاسبی هرجا می رود با استقبال گسترده دانشجویان و اساتید روبرو می شود و جمعیت زیادی به استقبال ایشان می آیند و از ایشان حمایت می کنند(!) آقای جاسبی می گوید که ایشان در اوج محبوبیت(!) است» ریشه این تاکید هاشمی را می توان در سخنان شخص آقای جاسبی یافت، آنجا که در سال 87 بیان داشته است: «بنده نماینده رئیس واقعی دانشگاه آزاد هستم!» و کیست که نداند رئیس واقعی دانشگاه آزاد کیست؟!


میز به این آقا چسبیده یا این آقا به میز چسبیده؟!


همچنین حضور گسترده خاندان معظم رفسنجانی ها، در این به قول ایشان شجره طیبه، شاید از مهمترین دلایل تاکید ایشان بر شخصی سازی آن و سپس وقف آن به همین صورت باشد. گذشته از خود ایشان که رئیس هیئت موسس دانشگاه آزاد هستند، (و صد البته بر طبق فرموده آقای جاسبی رئیس واقعی!)، فرزند ارشد ایشان «مهدی هاشمی» عضو هیئت امنا و رئیس مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد است. نامبرده مدتی است که تحت پوشش این عنوان در خارج کشور خود را از دسترس مسئولین قضایی دور نگه داشته است. عموم گرداندگان این مجموعه عظیم نیز از طرفداران فکری ایشان می باشند.


حال باید دید چه اتفاقی افتاده است که این به قول آقای هاشمی ملک خصوصی این افراد تبدیل به ملک تک تک ایرانیان گشته است؟! سوالی که پاسخ به آن با توجه به تغییر مواضع آقای رفسنجانی با توجه به موقعیت ها خیلی سخت نیست!


[ چهارشنبه 30/6/90 ] [ 12:26 عصر ] [ حق جو (حسین مطلبی) ]

زمانی که تمام مسئولین رده های با لا و متوسط نظام در حسینیه امام خمینی (ره) حاضر بودند و رهبر انقلاب در حال سخنرانی و بیان راهبرد برای ایشان بود، آقای هاشمی رفسنجانی در حال سخنرانی برای خانواده های برخی کارکنان مجمع تشخیص مصلحت بود و بر مواضع پیشین خود پای می فشرد! بدیهی است که عذر تراشی سخنرانی برای خانواده های برخی کار کنان مجمع تشخیص مصلحت بهانه ای توخالیست که نمی تواند در انحراف اذهان بیدار مردم نقش قابل توجهی داشته باشد. جالب است که مسئولین رده چندمی مجمع، همچون آقایان رضایی و روحانی در دیدار با رهبری حضور داشتند و آقای رفسنجانی خیر! هاشمی رفسنجانی پس از شکست جریان مطبوعش در انتخابات گذشته و خصوصا پس از کنار گذاشتن از ریاست مجلس خبرگان کما بیش دست به چنین حرکت هایی زده است که نتیجه ای جز انزوای روز افزونش را به دنبال نداشته است.


غیبت هاشمی
غیبت غیر موجه هاشمی اگر چه در کفه ترازوی وزن مسئولین نظام بی تاثیر است و لیکن این حرکت عامدانه، نشانگر انحراف هر چه بیشتر آقای رفسنجانی از مسیر روشن انقلاب اسلامی است. انحرافی که آن را می توان در تفاوت دیدگاه های نامبرده با مواضع دقیق رهبر انقلاب به گونه ای روشن مشاهده نمود. هاشمی رفسنجانی بارها ضمن حمله شدید به مواضع مقتدرانه ایران در سازمان های بین المللی این مواضع را موجب تضعیف نظام دانسته است، امری که هاشمی حتی در جلسه چند روز قبل خود و همزمان با جلسه رهبری با مسئولین نظام بر روی آن تاکید می کند: «متاسفانه ما در سیاست خارجی به گونه ای عمل کرده ایم که انقلابیون منطقه حاضر به اعتراف این امر (الگو برداری از انقلاب ا یران) نیستند.»
تاکید هاشمی بر غلط بودن سیاست خارجی معقولمان در این دوران امریست که با مخالفت چند باره رهبر انقلاب مواجه شده است. حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با مسئولین نظام در همین رابطه فرمودند :« چهارم از نقاط مثبت: اعتبار بین‌المللى. بنده موافق نیستم با این نظر که امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى وضع منفى است؛ به هیچ وجه. گاهى این مسئله در بعضى از اظهارات شنیده میشود، گفته میشود. نخیر، امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى بسیار خوب است. امروز جمهورى اسلامى در فضاى سیاست بین‌المللى، به عنوان یک کشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنیا شناخته شده است. این عزت بین‌المللى را که ناشى از عوامل خاص خودش است - حضور مردم، ایستادگى مردم، شعارهاى روشن و واضح انقلاب در دست و زبان مردم و مسئولین - فلان حرکت یک دولتى در یک گوشه‌ى دنیا که حالا یک دهن‌کجى‌اى میکند، یک حرفى میزند، نمیتواند خدشه‌دار کند. این حرکتها همیشه بوده. بعضى خیال میکنند اگر امروز فلان دولت مستکبر، چه در اروپا، چه در غیر اروپا، نسبت به جمهورى اسلامى یک حرفى میزند، یک چیزى میگوید، یک اظهارنظرى میکند که اهانت‌آمیز به جمهورى اسلامى است، این معنایش تنزل رتبه‌ى جمهورى اسلامى است؛ نه، اینها هر وقت توانستند، کردند. آن زمانى هم که ما متأسفانه یک مقدارى در مقابل دشمن کوتاه مى‌آمدیم، از این کارها میکردند. اینجور نیست که ما حالا چون ایستادگى کردیم، چون استقامت به خرج دادیم، بگوئیم اینها را سر لج آوردیم؛ نه. یک روزى در خطابه‌هاى مسئولینمان مناقب آمریکا ذکر میشد؛ همان روزها رئیس جمهور وقت آمریکا با سبکسرى تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد! یک روزى یکى از دولتهاى اروپائى نسبت به جمهورى اسلامى اظهار علاقه و ارتباط و اینها میکرد؛ همان دولت سر قضیه‌ى قهوه‌خانه‌ى میکونوس دادگاه تشکیل داد، مسئولین درجه‌ى یک کشور را در آن دادگاه متهم کرد! ..... هر وقت توانستند، آنها درصدد سیلى زدن برآمدند. هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌اى سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند. نخیر؛ ایستادگى جمهورى اسلامى، تصریح به شعارهاى انقلاب، تصریح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر کرده است.
امروز بحمدالله اعتبار بین‌المللى ما بسیار خوب است. متقابلاً دولت آمریکا - که دشمن قلدرِ صریحِ مقابل ما بود - امروز منفورترین کشور در منطقه‌ى اسلامى است.»
این در حالیست که تنها سه روز پس از این سخنان رهبر انقلاب سایت اطلاع رسانی آقای رفسنجانی در اقدامی غرض دار با تکرار مصاحبه کهنه هاشمی سایت«دیپلماسی ایرانی» نشان داد نامبرده همچنان بر مواضع غیر اصولی خود لجوجانه پا فشاری دارد .در این مصاحبه آقای رفسنجانی با سیاه نمایی جایگاه ایران در فضای بین المللی می گوید:« مشکل فعلی ما این است که در خیلی از سیاست‌ها از آن موقع عقب‌تر هستیم، ولی در حرف، مطالبی گفتیم که مثل پتک بر سر ما می‌کوبند. متأسفانه فاقد یک نوع بینش و آگاهی کارشناسی شده در زمینه سیاست خارجی بوده ایم.... همین الان هم اگر اراده‌ای برای انجام یک دیپلماسی عاقلانه و غیراحساسی باشد، می‌توان روابط خوبی با کشورهای دنیا و در جهت منافع ملی داشت....» در ادامه این مصاحبه ،هاشمی رفسنجانی سعی می کند با تحمیل تحلیل خود به مخاطب ایران را در سطح دنیا منزوی نشان دهد. این سخنان نه تنها مخالف مواضع رهبریست بلکه با دیدگاه ملت نیز در تناقضی آشکار است. امری که در راه پیمایی های مقترانه و شعارهای دشمن شکن ملت ایران واضح بوده و هست.


[ چهارشنبه 19/5/90 ] [ 5:43 عصر ] [ حق جو (حسین مطلبی) ]

آقای هاشمی رفسنجانی در مقاله ای که به مناسبت سالگرد مشروطه نوشته اند (و یا دستگاه عریض و طویلشان برایشان نگاشته اند!) به بررسی فضای آن دوران پرداخته اند. آنهایی که حرکات و گفته های هاشمی رفسنجانی پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر را پیگیری می کنند خوب می دانند که ایشان به جهت تلاشی که برای احیاء دوباره جریان مطبوعش (که عمدتا از شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری و و یا از حامیان فتنه اخیر بودند) دارد، بعید است وقت گران بهای خود را صرف "واکاوی خیرخواهانه تاریخ" نماید! همین طور هم هست. در پایان این داستان سرایی نسبتا طولانی، هدف اصلی خود را نمایان می کند و آقای رفسنجانی سعی می کند دو جریان منحرف کم شباهت را به هم پیوند بزند تا شاید از این طریق "مظلومیت خویش را فریاد بزند". در ادامه با بیان نکاتی چند، سعی در رمز گشایی این "شبه بیانیه" داریم:
1- آنچه در مقاله آقای هاشمی آمده، اگر چه تمام واقعیت نیست، اما بیانیست درست از قسمتی از ماجرا. مهم اینجاست که هاشمی رفسنجانی سعی دارد با مصداق سازی های غلط برای داستانش، نگاهها را از "سران فتنه و خواص بی بصیرت" به سوی گروه بی بنیه و نو ظهور "جریان انحرافی" بچرخاند! در بخشی از مقاله آمده است: «حوادث تلخ و شیرین مشروطه آموزه‌های فراوانی برای احتمال تکرار دارد» و چه جمله زییایی!! اتفاقا باید گفت همین گوشه از حقایق که در مقاله آمده، بیش از همه طعنه به "خواص بی بصیرت" و "ساکتین" می زند! وقتی به بررسی دلایل شکست واقعه مشروطه می پردازیم، به سکوت خواص بی بصیرتی می رسیم که در همراهی آیت الله شیخ فضل الله نوری در جلوگیری از انحراف مشروطیت کوتاهی کردند و عملا زمینه بر دار شدن این عالم ربانی را فراهم کردند. البته یک تفاوت مهم وجود دارد وآن هم اینکه در جریان فتنه اخیر، مردم با بصیرت این دیار، گوش به فرمان و منتظر "خواص بی بصیرت" ننشستند و مانع از عرض اندام حقیقی فتنه شدند.
گریه هاشمی
2- در جای دیگری از این مقاله آمده است: «طراحان نقشه‌های شوم عصر مشروطه امروز به میدان آمده‌اند تا با سوءاستفاده از اختلاف سلیقه‌های داخلی و ادبیات به ظاهر ارزشی، برنامه روحانیت ستیزی خود را کامل کنند. این گروه تلاش می‌کنند مردم را از روحانیت جدا کنند و در میان روحانیون اختلاف بیندازند که متأسفانه این روزها شاهد آنیم.» اگر چه اغراض سیاسی و جاه طلبانه هاشمی رفسنجانی چشم ایشان را بر حقیقت بسته است ولی ما یادمان نرفته که توهین به روحانیت و حتی اصل اسلام در دوران اصلاحات به چه حدی رسید و چرا آقای رفسنجانی آن دوران را این چنین طاقت فرسا نمی دید. از این ها گذشته معلوم نیست که چرا هاشمی رفسنجانی خود و هم طریقانش را "همه روحانیت" می داند و چون خود را در معرض اتهام می بیند، همه روحانیت را نیز شریک درد خود می کند! آیا اعاظم روحانیون و علما، من جمله آیات عظام«مهدوی کنی»، «مصباح یزدی»، «صافی»، «خاتمی» «یزدی» و عموم مراجع و بزرگواران که مانند آقای رفسنجانی در دام فتنه نماندند از روحانیت نیستند؟!
3- گفتیم که مقاله آقای رفسنجانی تمام واقعیت نیست. آنچه درداستان ایشان احتمالا عمدی نادیده گرفته شده است، نقش استعمار پیر یعنی همان «انگلیس» دربه شکست کشاندن مشروطه است. امری که می توان دلیل آن را ترس از قرار گرفتن در برابر سوالات اساسی ای دانست که هاشمی تا کنون آنها یا بی جواب گذاشته و یا با زیرکی رفع و رجوع نموده است. سولاتی مانند این سوالات که «چرا فرزند دلبندش (مهدی) انگلیس را پناهگاه خود برای فرار از دستگاه قضایی ایران قرار داده؟!» و یا اینکه «چرا دختر عزیزش سعی در پیگیری مطالبات غیر قانونی اش از رسانه دولتی این کشور (بی بی سی) داشته؟!» و یا «چرا برخی نزدیکان و یاران غار گذشته نه چندان دور ایشان امثال آقای مهاجرانی به این کرکس پیر پناهنده شده اند؟!» و ...
مشخص است که آقای رفسنجانی عمدا «دزد را عوضی گرفته اند» تا دزد اصلی (خواص بی بصیرت و سران فتنه) با خیال راحت همچنان بچرخند! و امان از روزی که...!


[ سه شنبه 18/5/90 ] [ 5:54 صبح ] [ حق جو (حسین مطلبی) ]

آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، که به علت یاری فتنه گران در ایام انتخابات و سکوت در برابر اقدامات آنها، از سوی مردم، از جمله مصادیق اصلی «خواص بی بصیرت» شناخته می شود، در این روزها که به ایام انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی نزدیک میشویم، سعی در بازسازی چهره خویش در اذهان عمومی دارد. وی و نزدیکانش بدون توجه به اینکه علت اصلی این مهجور شدن چیست و بدون تغییر رویه، سعی دارند با یادآوری خاطرات دهه اول انقلاب و عموما غلو کردن در مسائل و حتی تاریخ سازی، رفتارهای غلط آقای رفسنجانی را توجیه نمایند، امری که بعید می رسد موفقیت چندانی در بازسازی چهره هاشمی داشته باشد.


رفسنجانی
اما اخیرا و در همین راستا، سعی می شود هاشمی «تمام انقلاب» معرفی شود و اینگونه القاء شود که اگر مردم، هاشمی را از مسیر انقلاب بیرون بگذارند، فاتحه انقلاب خوانده میشود! «محمد هاشمی» برادر کوچکتر آقای رفسنجانی، که این روزها، تمام قد در دفاع از برادرش و آبروی خاندان رفسنجانی وارد صحنه شده، در مصاحبه ای، بدون اشاره به اینکه هاشمی کدامیک از ارکان رکین انقلاب اسلامی است، گفته است:«"انقلاب بی هاشمی" رویای محالی است!»
حال باید از آقای محمد هاشمی پرسید که چگونه این چنین بی تقوایی به خرج می دهند و انقلاب را برابر با هاشمی رفسنجانی قرار می دهند؟! آقای هاشمی که اینکه در آستانه هفتاد و هشت سالگی قرار دارند، قرار است چند سال دیگر سایه شان بر سر این انقلاب باشد و اگر ایشان نباشند(و به حکم قهری الهی، زمانی نخواهند بود!) با توجه به اینکه با استناد به فتوای آقای محمد هاشمی، قرار است انقلاب بی هاشمی محال باشد، پس از ارتحال ملکوتی ایشان لزوما انقلاب نیز باید از بین برود؟!!
به نظر میرسد، آقای هاشمی و نزدیکانشان بهتر باشد به جای این بزرگنمایی های نابخردانه، به اصلاح رویه بپردازند، تا حداقل در روز جزا و در پیشگاه الهی، مورد مغفرت باری تعالی و عفو قصورتاتشان قرار گیرند.


[ شنبه 15/5/90 ] [ 10:3 عصر ] [ حق جو (حسین مطلبی) ]

مدیر وبلاگ : حق جو (حسین مطلبی)[156]
نویسندگان وبلاگ :
خانم حق جو
خانم حق جو (@)[5]


حق جو ؛ مهندس برق ؛ دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی؛‏ اهل سیاست ؛ افسر جوان جنگ نرم ــ خانم حق جو ؛ دانشجوی فیزیک ؛ علاقمند به مباحث قرآنی و ادبیات ؛‏افسر جوان جنگ نرم ــــــــــــــــــ "در زمانه ای که شمشیر تمام اصحاب شیطان برای ذبح کلمه حق تیز شده اینجا تلاشی است از روی وظیفه برای شناختن و شناساندن حقیقت"
موضوعات وب
امکانات وب
بازدید امروز: 135
بازدید دیروز: 175
کل بازدیدها: 48274

لینک دوستان
گروه فرهنگی فــــکــــرت
.:: رویش عشق::.
وبلاگ جامع خبررسانی
تارنما
شمیم
خطابه
شمیم حیات
دنیا به روایت یوسف
راه آسمان کجاست؟
دریــای دل
سامع سوم
صبح بیداری
تنفس
ایــ عزیـــــز ـــــــران
مـهــــدی یــاران
جاء الحق و زهق الباطل
عاشقانه
مهاجر
دوره گرد...طبیب دوار بطبه...
سایت مهندسین پلیمر
Polymer Engineers of Darab University

مسافر آسمان
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
برنامه ریزی روستایی در ایران
صاعقه
دکتر علی حاجی ستوده
کلام دل
سیصد چهل نفر
یاایهاالانسان ما غرک بربک الکریم
● رایحه ●
ترنم یاس

بچه مرشد!
عاشق آسمونی
donyayeemrooz
رادیو جیــــــــــــــــــبی
لحظه های آبی
تراب
آخرین منجی
xXx رنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx
جهان نامرئی جن

دیده بان
یه دنیا حرف
سیاه مشق های میم.صاد
آسمانی تاخدا
آخرالزمان و منتظران ظهور
حرفهای آسمانی
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
خطه سرسبز بجنورد
عمو اکبر
قبیله ی زمین
آ ینه
شب و تنهایی عشق
رستاخیز دنیای مجازی
هم نفس
آرشیوی متنوع از مسائل روزمره
حقیقت جو
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
شجره طیبه
فلسفه و کلام اسلامی

لینک دوستان